الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
129
تفسير مجمع البيان (فارسى)
به كار مىرود . اصل در معانى كلمه همان دست مىباشد . زيرا موقع بيعت . دستها را به يكديگر مىزدند و دست يكديگر را مىگرفتند كه به عهد خود وفا كنند ، آن گاه پيمان مىبستند از اينرو قسم را يمين ناميدند . شاعر گويد : اذا ما راية رفعت لمجد * تلقاها عرابة باليمين يعنى : هنگامى كه پرچمى براى بزرگى افراشته شود ، عرابه آن پرچم را با خود مىافكند . اعراب مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ : جار و مجرور در محل صفت براى « موالى » يعنى « موالى كائنين مما ترك وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ : عطف بر الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ و مرفوع است . ممكن است « مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ » متعلق باشد به فعلى مخدوف يعنى : « يعطون مما ترك الوالدان و . . . » و « وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ » مبتدا و خبر آن فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ » باشد . مقصود مجدداً خداوند متعال ، به بيان حكم ميراث ، پرداخته ، مىفرمايد : وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ : براى هر زن و مردى وارثانى قرار دادهايم كه به ميراثشان از ديگران سزاوارترند . اين معنى از سدى است . ابن عباس و حسن گويند : مقصود عصبه و حواشى شخص است . معناى اول صحيحتر است . زيرا خداوند مىفرمايد : « فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي » ( سوره مريم 5 ) يعنى : خدايا مرا از جانب خود فرزندى ببخش كه به ارث من سزاوارتر از ديگران باشد . در اين آيه وارث را « ولى » شمرده است ، زيرا وارث - بخصوص فرزند - براى ارث از ديگران سزاوارتر است علاوه بر اين ، به مالك بردگان نيز « مولى » گويند ، زيرا از ديگران نسبت به ايشان سزاوارتر است . مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ : از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان به جاى گذاشتهاند .